قهرمان ميرزا عين السلطنه
729
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بازگشت وليعهد پنجشنبه 29 شوال - بعد از ناهار خانهء حضرت و الا رفتم . دو سه شب است متصل باران مىآيد . حضرت و الا شمران رفتهاند . تلگرافى پريروز از كرمانشاهان رسيد مرقوم شده بود بيست و چهار از كرمانشاهان حركت خواهيم كرد . حضرت وليعهد روز شنبهء آينده تشريف مىبرند . هوا ابر سختى شد زود منزل آمدم . رعد و برق شديدى شد . تقريبا يك ربع ساعت تگرگ خيلى درشتى آمد . از نيم مثقال تا چهار مثقال دانهء آنها مىشد . شاخهها و برگها را تماما سرازير كرد . خيلى سخت بود . تا صبح همينطور باران تندى آمد . همهشب باران داريم . تلگراف « پلتيكى » شنبه غرهء شهر ذيقعدة الحرام - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . همشيرهها بودند . معلوم شد عزيز الدوله عصر تشريف مىآورند . بودن حضرات محض تشريفات بود . حضرت وليعهد امروز عصر به قريهء كن تشريف بردند . دو سه روز آنجا [ مىمانند ] و بعد به صوب مقصود [ مىروند ] . نزهت دو سه روز است احوال ندارد . خيلى لاغر و پژمرده شده بود . تا يك ساعت به غروب مانده معطل شديم . با وجود آنكه رقعهء عزيز الدوله حاضر بود و در روز اشتباهى نشده بود تشريف نياوردند . سوار شده سمت منزل آمدم . تلگرافى ديشب از كنگاور رسيد ، كاغذ كرمانشاهان رسيده بود . تنخواه هم از حاكم كنگاور دريافت كرده بودند . مرقوم شده بود هرچه پول حاضر است همدان حواله كنيد . يكصد و چهل تومان حاضر بود پنج تومان دادم هفت روزه برات تلگرافى گرفتم . حضرت و الا باز تلگراف فرمودند از راه معمول بيائيد ، لازم نيست از راه خرقان بيائيد . خدا كند از راه مستقيم تشريف بياورند . ديگر معطلى كشمرز و برزلجين را نداشته باشيم . گفتم به حضرت و الا تلگراف را « پلتيكى » كنيد كه به بعضى ملاحظات و مخاطرات جايز نمىدانم از آن راه بيائيد . خود من هم در جواب تلگراف شرحى خيرخواهى كردم . عباس خان چنارى از قرارى كه شهرت دارد و حسين خان و نصر الله خان مىگفتند عباس خان با سوارهاى خودش همدان خدمت امير نظام رفته و متوسل به او شده [ و ] در خانهاش بست نشسته . او هم در صدد اصلاح و عفو تقصيرات گذشتهء او است . يادى ديگر از « جناب » اما به قول « جناب » مرحوم حرف حسين خان و نصر الله خان پروپائى ندارد . به خودش آن مرحوم ختم كرده بود . حرف اين دو را هيچ وقت باور نكند . با وجود آن غالب گول مىخورد و باور مىكرد . پس از آنكه دروغ مىشد عهدى مجدد مىكرد . صحبت